عکسای 1 روزگیت
عاقبت در یک شب از شبهای دور
کودک من پا به دنیا مینهد
آن زمان بر من خدای مهربان
نام شور انگیز مادر مینهد
بینمش روزی که طفلم همچو گل
در میان بسترش خوابیده است
بوی او چون عطر پاک یاس ها
در مشام جان من پیچیده است
آن زمان دیگر وجودم مو به مو
بسته با هستیِ طفلم میشود
آن زمان در هر رگ من جای خون
مهر او در تار و پودم میشود
پیکرش را می فشارم در برم
گویمش چشمان خود را بازکن
همچو عشق پاکِ من جاوید باش
در کنارم زندگی آغاز کن..


عکسی که تو بیمارستان ازت گرفتم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عکسای 1 روزگیت 
